السيد الخميني
215
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
كه مسلمين هستند و داراى مخازن هستند ، اين ديگر پشتوانهاى نداشته باشند كه مقاومت كنند . اگر قرآن و روحانيت قرآن نباشد ، اين مردم و تودهها ، اينها مقاومت نمىكنند . اينها هستند كه ممكن است [ با آنها مخالفت كنند ] ؛ اين طور مطالعات به آنجا رسيده كه . . . سد از براى راه استفادهء غرب ، آن عبارت از قرآن است و عبارت از آن كسانى كه درس قرآن خواندهاند ؛ آنها ممكن است يك وقتى جلوگيرى بكنند از منافع [ غرب ] ؛ پس بايد اين دو تا سد را شكست تا راه باز بشود . قرآن را با اين منطق ، به قول خودشان شكستند ، يا خيال شكستنش را داشتند ، كه اصلًا دين ، نه دين اسلام ، اصلًا دين از اول كه بوده است يك مخدِّرى بوده . اين براى اين است كه نه اينكه آنها اطلاع نداشتند ، آنها اطلاعاتشان صحيح بوده ، داشتند اطلاعات آنها ؛ [ ولى ] فريبكارى مىكردند ؛ ماها اطلاع نداشتيم كه فريب مىخورديم ؛ آنها فريب مىدادند و مقصد داشتند ، مقصد سياسى داشتند كه منافعش به خودشان برسد ، و ليكن مسلمين فريب خوردند ؛ ما بىاطلاع بوديم . شايد در بين جوانهاى ما هم حالا هم باز كه به بركت اسلام و قرآن و روحانيت و اينها ، يك همچو اساسى را دارند به هم مىزنند و متزلزل مىكنند ، حالا هم اگر يك كسى كه از عمال آنهاست يا خير ، خودش بازى خورده ، شايد آن هم حالا همين حرف را باز تكرار كند كه نه ، قرآن و مثلًا روحانيون ، اينها مخدِّراتند ؛ با اينكه مىبينند اين نهضتى كه در پانزده سال پيش از اين تا حالا به پا شده است و الآن متزلزل كرده است ، نه [ تنها ] شاه را متزلزل كرده است ، [ كه ] امريكا را ، انگلستان را ، شوروى را ؛ اينها دارند مطالعه مىكنند كه چطور تخلص « 1 » پيدا كنند و نمىتوانند هم تخلص پيدا كنند ، براى اينكه سرنيزه كارى از آن برنمىآيد در مقابل ارادهء ملت ؛ اينها هم باز در بينشان شايد پيدا بشود يك جاهلى كه يك همچو كلمهاى بگويد ، و ليكن از بىاطلاعى است . منطق اجانب ، جدا كردن ما از قرآن انبياى سابق هم هر كدامشان كه ما از تاريخشان اطلاع داريم يك اشخاصى بودند از
--> ( 1 ) - رهايى .